اصفهبد. [ اِ ف َ ب َ / ب ُ ] (اِخ ) حسن بن کیخسرو. رجوع به اصفهبد فخرالدوله شود.
اصفهبد. [ اِ ف َ ب َ / ب ُ ] (اِخ ) رستم بن قارن . رجوع به اصفهبد شمس الملوک شود.
اصفهبد. [ اِ ف َ ب َ / ب ُ ] (اِخ ) قارن بن شهریار. رجوع به اصفهبد نج...
فرهنگ عمید
اسپهبد#NAME?
= اسپهبد
دانشنامه آزاد فارسی
اِصْفَهبَد(معرّب اسپهبد، به معنی حافظ و سردار سپاه ) مسعودی در التنبیه و الاشراف منصب های ایرانیان عصر ساسانی را به پنج طبقه تقسیم می کند که در طبقۀ سوم اسپهبد یا امیرالامرا قرار داشت ، و پس از مؤبدان و وزیران بود. اسپهبد که در اواخر دورۀ ساسانی فرمانروایان ایالات بزرگ را نیز بدین نام می شناختند، در دورۀ اسلامی هم لقب عمومی فرمانروایان طبرستان ، آل قارن و آل باوند بوده است .wikijoo: اصفهبد...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - سپاهبد اسپهبد سردار . ۲ - عنوان هر یک از ملوک آل باوند . حمد الله مستوفی در ذیل بقاع جیلانات آرد : از اقلیم چهارم است طولش از جزایر خالدات و عرض از خط استوا شهری وسط است حاصلش غله و برنج و اندکی میوه باشد ولایت بسیار است و قریب صد پاره دیه از توابع اوست حقوق دیوانیش دو تومان و نه هزار دینار است .