کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصفرار | کلماتور
معانی کلمه : اصفرار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsfarˈɑr/
تلفظ :
['a:sfaR'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با اصرار وادار کردن
اصرار ورزیدن
اصرار کردن
اصرار کردن به
اصرار کننده
به اصرار تقاضا کردن
اصرار
اصرار دارنده
اصرار داشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اصفرار. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) زرد شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان علامه جرجانی ص 14 ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اصفیرار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): آثار اصفرار برصفحات رخسار او ظاهر شده بود. ( سندبادنامه ص 189 ).
فرهنگ عمید
زرد شدن.
فرهنگ معین
(اِ فِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) زرد شدن . ۲ - (اِمص . ) زردی .
فرهنگ فارسی
زرد شدن
۱ - ( مصدر ) زرد شدن . ۲ - ( اسم ) زردی .
کلمات مرتبط
با اصرار وادار کردن
اصرار ورزیدن
اصرار کردن
اصرار کردن به
اصرار کننده
به اصرار تقاضا کردن
اصرار
اصرار دارنده
اصرار داشتن
نظرات