اصطکاک. [ اِ طِ ] ( ع مص ) زانو بر زانو زدن از سستی و ناتوانی در رفتن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اصطکاک دو زانو و دو عُرْقوب کسی ؛ مضطرب شدن آنها و خوردن یکی از آنها بر دیگری هنگام راه رفتن. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || همدیگر مقاتله کردن ، یقال : اصطکّوا بالسیوف ؛ ای تضاربوا بها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اصطکاک قوم به شمشیرها؛ به یکدیگر زدن آنان شمشیرها را. ( از اقرب الم...
فرهنگ عمید
۱. به هم خوردن دو چیز. ۲. مالش دو چیز به هم، به هم ساییدن.
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) به هم مالیدن ، به هم ساییدن . ۲ - (اِمص . ) مالش .
دانشنامه آزاد فارسی
اِصطِکاک (friction)در فیزیک، نیرویی در مخالفت با حرکت نسبی بین دو جسم در حال تماس. ضریب اصطکاک را به صورت نسبت نیروی لازم برای برقراری این حرکت نسبی به نیروی عمود بر سطحتماستعریف می کنند که دو جسم را به یکدیگر می فشارد. با روان سازهایی مانند روغن، گریس، و گرافیت اصطکاک را تا حد زیادی کاهش می دهند. امروزه برای به حداقل رساندن اصطکاک در ماشین هایی با سرعت دورانی بالا از یاتاقان های هوا استفاده می کن...
فرهنگ فارسی
نیروی مخالف با حرکت نسبی دو سطح مادی در تماس با یکدیگر
بهم واکوفتن دوچیز، بهم خوردن دوچیز، بهم ساییدن ، مالش دوچیزبهم ۱ - ( مصدر ) بهم خوردن بهم رسیدن بهم ساییدن . ۲ - ( اسم ) مالش حرکت دو جسم روی یکدیگر . جمع اصطکاکات .
دانشنامه عمومی
اصطکاک نیروی مقاومتی است که در برابر حرکت اجسام به وجود می آید. این نیرو هم در خلاف جهت حرکت هم در جهت حرکت (مثل راه رفتن) ایجاد شده و با حرکت اجسام مخالفت می کند. برای ایجاد حرکت در اجسام باید نیرویی بزرگ تر از نیروی اصطکاک در جهت حرکت اعمال کرد. اصطکاک به عواملی چون نیروی عمودی، شرایط سطح های تماس از نظر زبری و جنس سطح های تماس بستگی دارد و در صورتی که تغییرات دما به گونه ای باشد که موجب تغییر ز...
مترادف و متضاد
سایش، مالش
برخورد، تلاقی
۱. سایش، مالش ۲. برخورد، تلاقی
friction(اسم)
سایش، حساسیت، اصطکاک، مالش، اختلاف
attrition(اسم)
سایش، خراش، اصطکاک، مالش
واژه نامه بختیاریکا
ور سائش
فرهنگستان زبان و ادب
{friction} [فیزیک] نیروی مخالف با حرکت نسبی دو سطح مادی در تماس با یکدیگر