معانی کلمه : اصطلاح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمه ای که در گروهی یا در علم و فن و رشته ای معنی خاص غیر از معنی اصلی دارد.
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) سازش کردن ، صلح کردن . ۲ - (اِ. ) واژه ای که به علت کثرت استعمال عمومی ، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل می شود. ۳ - لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و به کار برند. ج . اصطلاحات .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
واژه یا عبارت یا نشانهای حرفی یا حرفی- عددی که در حوزهای تخصصی برای ارجاع به یک مفهوم مشخص به کار برده میشود
۱ - ( مصدر ) بهم ساختن سازش کردن صلح کردن ۲ - ( اسم ) سازش صلح ۳ - ( مصدر ) اتفاق کردن جمعی مخصوص برای وضع کلمهای . ۴ - ( اسم ) لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و بکار برند . جمع : اصطلاحات .
دانشنامه عمومی
اصطلاح سخن یا حرفی است که بر غیر از موضوع اصلی خود دلالت کند. به عنوان نمونه در زبان ترکی استانبولی، اصطلاح «باقلا در دهان داشتن» کنایه ای از طفره رفتن از رُک حرف خود را زدن است.
wiki: اصطلاح
مترادف و متضاد
سازش، صلح
تعبیر، زبان، کلمه، واژه
۱. تعبیر، زبان، کلمه، واژه
۲. سازش، صلح
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
واژاک، زبا نزد
فرهنگستان زبان و ادب
{term} [زبان شناسی] واژه یا عبارت یا نشانه ای حرفی یا حرفی- عددی که در حوزه ای تخصصی برای ارجاع به یک مفهوم مشخص به کار برده می شود
