Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشکم

تلفظ بین المللی : /ˈaʃkam/ تلفظ :‌ ['aSkam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • اشکم بل
  • اشکم بند
  • اشکم تهی
  • اشکم رویی
  • اشکم سو
  • اشکم شویی
  • اشکم فیس
  • اشکم قد
  • اشکم قرار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اشکم. [ اِ ک َ ]( اِ ) ( از پهلوی اشکمب ) شکم. ( مؤید الفضلا ج 1 ص 139 ) ( هفت قلزم ) ( شعوری ) ( شرفنامه منیری ). شکم. شاعری در هجو گفته : اشکمش آمد فراخ او را ز بطن مادرش شورپشتی دارد از پشت پدر آن بدلجام.( آنندراج ).آن حصه مجوف انسان و حیوان که نام تکلّمیش شکم و نام عربیش بطن است... لفظ مذکور مأخوذ از پهلوی است. مخفف آن شکم اکنون در تکلم فارسی مستعمل است و در پهلوی اشکومب بوده است. ( از فرهنگ...

فرهنگ عمید

شکم#NAME?

= شکم

فرهنگ معین

(اِ کَ ) ( اِ. ) شکم ، بطن .

فرهنگ فارسی

( اسم ) شکم بطن .

گویش مازنی

/eshkem/ شکم

واژه نامه بختیاریکا

( اِشکَم ) به اِشکَم زِیدِن
( اِشکَم ) شکم
( اِشکَم ) واحد انجام عمل جنسی؛ هربار آمیزش

کلمات مرتبط

  • اشکم بل
  • اشکم بند
  • اشکم تهی
  • اشکم رویی
  • اشکم سو
  • اشکم شویی
  • اشکم فیس
  • اشکم قد
  • اشکم قرار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات