اشنان . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شَن ّ، بمعنی مشک کهنه . (از المنجد). و رجوع به شَن ّ شود.
اشنان . [ اُ] (اِخ ) (قنطرة...) قنطره ٔ اشنان . محلتی به بغداد بود. (از معجم البلدان ).
اشنان . [ اِ ] (ع مص ) اشنان غارت بر کسان ؛ پریشان و از هر طرف ریختن غارت را بر آنان . (منتهی الارب ). از هر سوی غارت را بسوی کسان متوجه کردن . ...
فرهنگ عمید
گیاهی از خانوادۀ اسفناج با شاخه های باریک، برگ های ریز، و طعم شور که معمولاً در شوره زارها می روید، چوبک اشنان، اشنان قلیا، آذربو، آذربویه، غاسول، خَرند، خلخان: اشنانش بر نکرده سر از بادبان خاک / کز شعله سموم شدی در زمان شخار (اثیرالدین اخسیکتی: ۱۳۱ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) درختچه ایست از تیر. اسفناجیان که خاص نواحی گرم و کویری است و گاه در سواحل دریای شور میروید . دارای برگهای متناوب با گلهای منفرد و یا دوتایی ( دوقلو ) اشنون اشنوم اشنیان بلار بلال . قنطره اشنان محلتی ببغداد بود
دانشنامه عمومی
اُشنان (نام علمی: Seidlitzia rosmarinus) نام یک گونه از سرده اشنان (سرده) است.اشنان گیاهی است با شاخه های باریک، برگ های ریز، و طعم شور که معمولاً در شوره زارها می روید.فرهنگ فارسی عمید.نام های دیگر آن چوبک اشنان؛ اشنان قلیا؛ آذربو؛ آذربویه؛ غاسول؛ خَرند؛ و خلخان است.از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گیاه اشنان، ماده ای قلیایی «کلیاب» بدست می آورند که در مراکز صنعتی و سنتی مانند صابون سازی، سفال...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اشنان (حرض؛ غاسول) گیاهی شور و خوش بو برای شست و شوی دست و لباس می باشد. از آن در باب های طهارت، زکات و حج به مناسبت سخن رفته است.وضو و غسل با آب مضاف مانند آب اشنان (آبی که بر اثر اضافۀ اشنان بر آن، مضاف شده است) جایز نیست. ذرات اشنان در لباس نجس تطهیر شدهلباس نجسی که با اشنان شسته شده، چنانچه پس از شست و شو، ذرّات اشنان در آن باقی مانده باشد، به تطهیر زیان نمی رساند. شستن عورتین میت ب...