Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشعار

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃʔˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:S?'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • اشعار اپرا
  • اشعار حماسی
  • اشعار رزمی پیشینیان
  • اشعار روستایی
  • اشعار داشتن
  • اشعار کردن
  • اشعار جفنگ
  • اشعار جنگ
  • اشعار پارسی به جای مانده از دوران ساسانیان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

اشعار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شِعر. نظمها. بیتها. (از فرهنگ نظام ). || ج ِ شَعر. (اقرب الموارد). رجوع به شِعر و شَعر شود.

اشعار. [ اِ ] (ع مص ) آگاهی و اطلاع دادن . (فرهنگ نظام ). اشعره الامر؛ آگاهانید وی را از آن کار و کذا اشعره بالامر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شعار پوشانیدن کسی را. || اشعر الجنین ؛ موی برآورد بچه در شکم مادر. (منتهی الارب ) (اقرب ...

فرهنگ عمید

شِعر#NAME?

آگاه کردن؛ آگاهی دادن؛ خبر دادن؛ آگاهانیدن.
⟨ اشعار داشتن (کردن): (مصدر متعدی)
۱. خبر دادن؛ باخبر کردن؛ آگاه کردن.
۲. (مصدر لازم) آگاهی داشتن.

آگاه کردن، آگاهی دادن، خبر دادن، آگاهانیدن.
* اشعار داشتن (کردن ): (مصدر متعدی )
۱. خبر دادن، باخبر کردن، آگاه کردن.
۲. (مصدر لازم ) آگاهی داشتن.
= شِعر

فرهنگ معین

( ~.) [ ع . ] (اِ.) جِ شعر؛ موها.

( اَ ) [ ع . ] جِ شعر؛ چامه ها، شعرها.

( اِ ) [ ع . ] (مص م .) آگاه کردن ، خبر دادن .

( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) جِ شعر، موها.
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) آگاه کردن ، خبر دادن .
( اَ ) [ ع . ] جِ شعر، چامه ها، شعرها.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع شعر موها مویها .

دانشنامه عمومی

اناشید.

اشعار (تنیسون ۱۸۴۲). «اشعار» (انگلیسی: Poems) یک کتاب دوجلدی از مجموعه اشعار شاعر انگلیسی آلفرد تنیسون است. این اثر در سال ۱۸۴۲ میلادی منتشر شد. برخی از مشهورترین اشعار تنیسون از جمله ماریانا (شعر)، بانوی شالوت، اولیس (شعر) و بشکن، بشکن، بشکن در این مجموعه چاپ شده اند. اشعار موقعیت تنیسون را به عنوان یکی از نامدارترین شاعران زمانهٔ خود تثبیت کرد.wiki: اشعار (تنیسون ۱۸۴۲)...

مترادف و متضاد

آگاهانیدن، آموختن

ابراز، اظهار، اعلام، بیان

۱. ابراز، اظهار، اعلام، بیان
۲. آگاهانیدن، آموختن

report (اسم)گزارش، خبر، شهرت، صدا، انتشار، اشعارpoetry (اسم)نظم، شعر، اشعار، فن شاعری، چامه سرایی، لطف شاعرانه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِشعار به کسر الف علامت نهادن بر شتر قربانی در حج است.اشعار عبارت است از شکافتن کوهان شتر تا خونی بیرون آید و نشانه ای بر قربانی بودن آن باشد. از این عنوان در باب حج بحث شده است.حکم اشعاربه قول مشهور، اشعار از افراد واجب تخییری برای انعقاد احرام در حج قِران( حج قران)است؛ به این معنا که حاجی در انعقاد احرام مخیر است بین سه چیز: تلبیه، اشعار و تقلید. در صورت اختیار تلبیه، اشعار نیز مستحب ...

فرهنگ فارسی ساره

سروده ها


کلمات مرتبط

  • اشعار اپرا
  • اشعار حماسی
  • اشعار رزمی پیشینیان
  • اشعار روستایی
  • اشعار داشتن
  • اشعار کردن
  • اشعار جفنگ
  • اشعار جنگ
  • اشعار پارسی به جای مانده از دوران ساسانیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات