اشرف . [ اَ رَ ] (اِخ ) موضعی است . بحجاز در دیار بنی نصربن معاویه . (معجم البلدان ).
اشرف . [ اَ رَ ] (اِخ ) درویش اشرف نمدپوش . شاعری بود که نظام قاری از اشعار وی استقبال کرد. رجوع به تاریخ عصر حافظ ص مح شود.
نام قدیمی شهر بهشهر
(تلفظ: ašraf) (عربی)گرانمایه تر ، شریفتر ؛ شریفترین ، والاترین ؛ (در قدیم) بالاتر .