Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اشحان

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃhɑn/ تلفظ :‌ ['a:ShAn]
لغت نامه دهخدا
  • زاغ اشیان
  • طرب اشیان
  • عرش اشیان
  • عرش اشیانی
  • غم اشیان
  • کرامت اشیان
  • گسسته اشیان
  • بلاش اشکانی اول
  • بلاش اشکانی دوم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

اشحان. [ اِ ] ( ع مص ) پر کردن شهر را به اسبان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پر کردن شهر را به خیل . ( از اقرب الموارد ). || آماده گریستن شدن کودک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). لب برچیدن. مهیا شدن کودک برای گریستن. || در نیام کردن شمشیر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || برهنه کردن شمشیر را. از اضداد است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || آماده شدن...

کلمات مرتبط

  • زاغ اشیان
  • طرب اشیان
  • عرش اشیان
  • عرش اشیانی
  • غم اشیان
  • کرامت اشیان
  • گسسته اشیان
  • بلاش اشکانی اول
  • بلاش اشکانی دوم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات