اشتر. [ اُ ت ُرر ] (اِخ ) لقب مردی . (منتهی الارب ).
اشتر. [ اِ ت َ ] (ترکی ، اِ) درون . (شرفنامه ٔ منیری ).
شُتُر#NAME?
۱. کسی که پلک چشمش بهطور مادرزاد یا در اثر زخم و جراحت دریده یا برگشته باشد؛ کفتهپلک.
۲. (ادبی) در عروض، فاعلن که از افتادن حرف اول و پنجم مفاعیلن باقی میماند.
(اُ تُ) ( اِ.) نک شتر.
(اَ تَ) [ ع . ] (ص .) کسی که پلک چشمش کفته باشد، دریده چشم .
ابل، جمل، شتر، لوک، ناقه