معانی کلمه : اشتباه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مانند شدن چیزی به چیز دیگر در نظر انسان.
۲. یکی را به جای دیگری گرفتن.
۳. کاری به غلط انجام دادن.
۴. (اسم ) سهو، خطا.
۲. یکی را به جای دیگری گرفتن.
۳. کاری به غلط انجام دادن.
۴. (اسم ) سهو، خطا.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پوشیده شدن . ۲ - مانند شدن چیزی به چیز دیگر. ۳ - (اِ. ) سهو، خطا.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
خطایی که از بیتوجهی افراد یا معیوب بودن دستگاه ناشی شود
( مصدر ) ۱ - پوشیده شدن نهفته ماندن . ۲ - مانند شدن . ۳ - باز نشناختن باز ندانستن . ۴ - ( اسم ) سهو خطا. جمع : اشتباهات .
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
خبط، خطا، خطیئه، ریب، سهو، غلط، لغزش، مغلوط، نادرست، ناصواب ≠ صواب
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
کژی، لغزش، نادرست، نرسپان، نادرستی، کوتاه
فرهنگستان زبان و ادب
{blunder} [مهندسی نقشه برداری] خطایی که از بی توجهی افراد یا معیوب بودن دستگاه ناشی شود
