اسیر. [ اُ س َ ] (اِخ ) رجوع به ابوالخیار شود.
اسیر. [ اُ س َ ] (ع اِ) نامی از نامهای مردان عرب .
اسیر. [ اَ ] (ص ، از اتباع ) یسیر. رجوع به یسیر شود.
اسیر. [ ] (اِ) کاه خس . بهندی کاندل . (مؤید الفضلاء).
تکیه ای: esir
طاری: asir
طامه ای: esir
طرقی: esir
کشه ای: asir
نطنزی: asir
دستخوش
برده، بنده
پابند، مقید
گرفتار، مبتلا
بازداشت، بندی، دربند، دستگیر، زندانی، محبوس ≠ آزاد، رها
۱. بازداشت، بندی، دربند، دستگیر، زندانی، محبوس
۲. برده، بنده
۳. پابند، مقید
۴. دستخوش
۵. گرفتار، مبتلا ≠ آزاد، رها
برده، دستگیر