( اسکرجة ) اسکرجة. [ اُ ک ُ رُج ْ ج َ ] ( معرب ، اِ ) فارسی معرب و ترجمه آن «مُقَرّب الخل » است و عرب آنرا استعمال کرده. ابوعلی گوید: فان حُقّرت حذفت الجیم و الراء فقلت اسیکرة، و ان عوضت من المحذوف قلت اُسیکیرة و چنین است قیاس تکسیر گاه ضرورت. ( المعرب جوالیقی چ احمد محمد شاکر صص 27 - 28 ). دزی وجه اشتقاق جوالیقی را خطا میشمارد، و کلمه را صورت دیگری از سُکُرﱡجَة میداند. ( دزی ج 1ص 23 ). و رجوع به ...