( آسپست ) آسپست. [ پ ِ ] ( اِ ) اسپست. گیاهی که آن را یونجه گویند و به بهار بستور خورانند. رطبه. فِسفسه. فِصفصه. اِسپرس. جلبان الحیه. سله. و رجوع به اسپست شود.اسپست. [ اَ پ ِ / اِ پ ِ ] ( اِ ) علفی است که بترکی یونجه خوانند و معرّب آن فصفصه است و تخم آنرا بذرالرطبة گویند. ( برهان ). اسفست. سپست. ( جهانگیری ). قَضْب. قضبة. قَت. یُنجه : ذُرق ؛ گیاهی است که آن را حندقوق گویند و بفارسی اسپست دشتی است....
يونجه: در نزديكي شيراز كه اكنون يكي از محلات شيراز است روستايي قراردارد به نام كت اسبس به معني روستاي يونجه.كت يعني روستا، اسبس يا اسپس يا اسپست يعني يونجه