معانی کلمه : اسما
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
اسم#NAME?
= اسم
فرهنگ معین
( اسماً ) (اِ مَ ن ú ) [ ع . ] (ق . ) ۱ - از جهت نام . ۲ - (عا. ) بدون پشتوانه ، بدون اعتبار.
فرهنگ فارسی
از لحاظ اسم از جهت نام بنام .
از لحاظ اسم از جهت نام .
از لحاظ اسم از جهت نام .
دانشنامه عمومی
نام ها، معارف
گویش مازنی
ناسزا و توهین زنان به یکدیگر به گونه ای که یکی دیگری را به ...
/asmaa/ ناسزا و توهین زنان به یکدیگر به گونه ای که یکی دیگری را به زنی مانند کند، که جهت خیانت به شوهر ورد زبان ها گشته است(این ناسزا از نام یکی از زنان خیانت پیشه ی امام حسن گرفته شده است)
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: asmā) (عربی) نامها ، اسامی ، معارف ، حقایق ؛ (در اعلام) نام همسر رسولاکرم (ص) نام دختر امام موسی کاظم (ع) ؛ نام همسر حضرت علی (ع) ؛ (در تفسیر قرآن) و (در تصوف) به معنای معارف ، حقایق و علوم آمده است .
