اسفیوش. [ اَ ] ( اِ ) اَسفیوس. لغت فارسی و آن بزرقطوناست. ( تحفه حکیم مؤمن ). بزرقطوناباشد. ( سروری ). بر وزن و معنی اسپیوش است که بزرقطونا باشد و عربان بقله مبارکه گویند. ( برهان ). بزرقطونا یعنی اسفرزه. ( انجمن آرای ناصری ). بشولیون است و برغوثی نیز گویند و بیونانی پسیلون و آن بزرقطوناست. ( اختیارات بدیعی ). قطوناست و بمعنی بزرقطونا نیز استعمال کنند. دزی گوید: اسفیوش را فریتاگ پسیلوم دانسته و د...