معانی کلمه : اسفین
لغت نامه دهخدا
اسفین .[ ] (اِ) چیزی است شبیه به آنچه نجاران فانه نامند و طرف تیز آن را زیر چیزهای سنگین کنند و بکوبند تا فرورود و بیشتر در کندن سنگها از کوه بکار برند.
فرهنگ فارسی
ده جزئ دهستان فراهان علیا . بخش فرمهین شهرستان اراک . شمال باختر فرمهین سر راه فرعی اتومبیل روبلوک ضیائ الملک دامنه سردسیر .
