اسفی . [ اَ فا ] (ع ص ) اسب کم موی پیشانی . (منتهی الارب ). آن اسب که موی پیشانیش اندک باشد. مؤنث : سَفْواء. (مهذب الاسماء). || استر شتاب تیزرو. (منتهی الارب ).
اسفی . [ اَ س َ فا ] (ع صوت ) یا اسفی ! وای من ! اندوه من ! دریغا! واحرباء : و تولّی عنهم و قال یا اسفی علی یوسف و ابیضت عیناه من الحزن فَهو کظیم . (قرآن 84/12)؛ و روی گردانید از ایشان و گفت ای ان...
فرهنگ فارسی
شهری در ساحل بحر محیط در اقصای مغرب
دانشنامه عمومی
اَسفی (به عربی: أسفی، به فرانسوی: Safi) یکی از شهرهای کشور مراکش است. این شهر در کرانه اقیانوس اطلس و نزدیک به شهر کازابلانکا قرار دارد.اسفی مرکز استان دُکّاله عَبده مراکش است. خود شهر اسفی ۲۸۴٬۷۵۰ نفر جمعیت دارد (سرشماری ۲۰۰۴) ولی جمعیت اسفی با حومه های مسکونی آن به ۷۹۳٬۰۰۰ نفر می رسد.شهر اسفی بندر اصلی ماهیگیری مراکش و صنعت ساردین آن است.این شهر با نام سفیم میان سال های ۱۴۸۸ تا ۱۵۴۱ تحت فرمانروا...