اسفار. [ اِ ] (اِ) ریحانی است بغایت خوشبوی که آنرا آس میگویند. (برهان ).
روشن شدن صبح.
۱. [جمعِ سِفر] = سِفر: اسفار خمسه.
۲. [جمعِ سَفَر] = سَفَر
( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ سَفَر؛ سفرها.
( ~.) [ ع . ] ( اِ.) جِ سِفúر؛ نامه ها، کتاب ها.
( اِ ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - به روشنایی صبح درآمدن . 2 - روشن شدن صبح . 3 - آشکار شدن .