کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اسطرلاب-گر | کلماتور
معانی کلمه : اسطرلاب گر
تلفظ بین المللی :
/ˌostorlˈɑbɡar/
تلفظ :
[,ostoRl'AbgaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
اصطرلاب گر
اسطرلابگر
اسطرلاب
اسطرلاب تام
اسطرلاب تمام
اسطرلاب سرطانی
اسطرلاب سرطانی مجنح
اسطرلاب مسطح
اسطرلاب نیمه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
اسطرلاب گر. [ اُ طُ گ َ] ( ص مرکب ) آنکه اسطرلاب سازد : کجا اسطرلابگر عاجز شود از جهت تنگ شدنشان. ( التفهیم بیرونی ).
فرهنگ عمید
۱. کسی که اسطرلاب می سازد.
۲. آن که با اسطرلاب کار می کند، منجم.
کلمات مرتبط
اصطرلاب گر
اسطرلابگر
اسطرلاب
اسطرلاب تام
اسطرلاب تمام
اسطرلاب سرطانی
اسطرلاب سرطانی مجنح
اسطرلاب مسطح
اسطرلاب نیمه
نظرات