Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : استیجار

تلفظ بین المللی : /estˈidʒɑr/ تلفظ :‌ [est'idZAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • استیجاری
  • ملک استیجاری
  • خط استیجاری
  • کشاورزی استیجاری
  • خطوط استیجاری
  • نماز استیجاری
  • استجاره
  • استیجاب
  • استحجار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

استئجار. [ اِ ت ِءْ ] ( ع مص ) رجوع به استیجار شود.
استیجار. [ اِ ] ( ع مص ) استئجار. به مزد گرفتن مزدور را. بمزد فاستدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به مزدوری گرفتن. به مزد خواستن کسی را: استأجرته ؛ به مزد خواستم او را. || اجاره کردن. || اجاره داری. و استجاره به جای استیجار غلط است.

فرهنگ عمید

اجاره کردن.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) اجاره کردن .

فرهنگ فارسی

اجیرکردن، به مزدوری گرفتن ، به اجاره خواستن، اجاره کردن، اجاره داری ، استیجاری: منسوب به استیجار، اجارهای، مزدی
۱ - ( مصدر ) اجیر کردن بمزد گرفتن مزدور را ۲ - اجاره کردن ( خانه دکان و جز آنرا ) توضیح استعمال بجای ( استیجار ) نادرست است .

کلمات مرتبط

  • استیجاری
  • ملک استیجاری
  • خط استیجاری
  • کشاورزی استیجاری
  • خطوط استیجاری
  • نماز استیجاری
  • استجاره
  • استیجاب
  • استحجار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات