کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استنجاد | کلماتور
معانی کلمه : استنجاد
تلفظ بین المللی :
/ˌestendʒˈɑd/
تلفظ :
[,estendZ'Ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روش استنادبنیاد
سنگ استنجا
استناد
غیرقابل استناد
استنجاء
استنجاح
استنجا
تحلیل استنادی
نگاشت هم استنادی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
استنجاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) یاری خواستن. استعانت. || توانا گردیدن بعد سستی. || دلیری کردن بعدترس. یقال : استنجد علیه بعد هیبته. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
کمک خواستن، یاری خواستن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) شجاع شدن . ۲ - (مص م . ) یاری خواستن .
فرهنگ فارسی
یاری خواستن، تواناگردیدن بعدازضعف وسستی، دلیری کردن بعدازترس
۱ - ( مصدر ) یاری خواستن استعانت جستن . ۲ - توانا گردیدن بعد از سستی دلیری کردن پس از ترس .
کلمات مرتبط
روش استنادبنیاد
سنگ استنجا
استناد
غیرقابل استناد
استنجاء
استنجاح
استنجا
تحلیل استنادی
نگاشت هم استنادی
نظرات