کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استمالت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : استمالت کردن
تلفظ بین المللی :
/ˌestemˈɑlat kˈardan/
تلفظ :
[,estem'Alat k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
استحاله کردن
استراحت کردن
استعمال کردن
بد استعمال کردن
ترک استعمال کردن
چتر استعمال کردن
احتمال کردن
استراحت کرد
استمالت
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دلجویی کردن بنرمی رفتار کردن .
مترادف و متضاد
soothe
(فعل)
ارام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، تسلی دادن، استمالت کردن، دل بدست اوردن، دلجویی کردن
propitiate
(فعل)
تسکین دادن، خشم کسی را فرونشاندن، خشم را فرو نشاندن، استمالت کردن
کلمات مرتبط
استحاله کردن
استراحت کردن
استعمال کردن
بد استعمال کردن
ترک استعمال کردن
چتر استعمال کردن
احتمال کردن
استراحت کرد
استمالت
نظرات