معانی کلمه : استقرایی
فرهنگ فارسی
مربوط به استقرا
مترادف و متضاد
apriority (اسم)
استقرایی
a posteriori (صفت)
استقرایی، از معلول بعلت رسیده، استنتاجی، با استدلال قیاسی
a priori (صفت)
استقرایی، پیشین
فرهنگستان زبان و ادب
{inductive} [ریاضی] مربوط به استقرا
