استفهام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فهمیدن خواستن. ( منتهی الارب ). مفهوم خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). مفهوم درخواستن. ( زوزنی ). فهمیدگی چیزی خواستن. ( غیاث ). دانستن خواستن. دریافتن خواستن. || مفهوم کردن. ( زوزنی ). || پرسش. سؤال کردن. پرسیدن : بهر این لفظ الست مستبین نفی و اثبات است در لفظی دفین زآنکه استفهام اثبات است این لیک در وی لفظ لیس هم ببین.مولوی. || الاستفهام ؛ استعلام ما فی الضمیر المخاطب...
فرهنگ عمید
۱. پرسیدن. ۲. (اسم ) پرسش، سؤال.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) طلب فهم کردن . ۲ - پرسیدن . ۳ - (اِمص . ) پرسش .
فرهنگ فارسی
طلب فهم کردن، پرسیدن چیزی برای آگاه شدن وفهمیدن ، پرسش ۱ - ( مصدر ) فهم جستن فهمیدن خواستن ۲ - پرسیدن سوئال کردن . ۳ - ( اسم ) پرسش . جمع : استفهامات . یا ادوات استفهام . کلمه هایی که بوسیل. آنها از چیزی پرسش میکنند و دریافتن خبری یا معنیی را میخواهند مانند : که چه چون چگونه چند . یا علامت استفهام . نشانهای که در آخر جمله های پرسشی گذارند( ? ) .
[ویکی فقه] اِسْتِفْهام ، اصطلاحی در دستور زبان عربی به معنای پرسیدن ، طلب خبر یا ایضاح کردن می باشد. استفهام طلب فهم نسبت به شیء مجهول یا مشکوک است.استفهام، به معنای طلب فهم از چیزی است که در نزد سؤال کننده، مجهول یا مشکوک می باشد. استفهام، نوعی طلب بوده و طلب نیز از اقسام انشا است. اصل در استفهام، طلب فهم و کسب خبر است، و در مواردی، از صورت حقیقی خود خارج می شود و برای مقاصد دیگر به کار می رود.بر...