معانی کلمه : استغنائی
لغت نامه دهخدا
استغنائی . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) منسوب به استغناء.
استغنائی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به استغناء.
استغنائی. [ اِ ت ِ ] ( اِخ ) نیشابوری. رجوع به ابوالمظفر نصربن محمد نیشابوری و لباب الالباب ج 2 ص 23 و مجمع الفصحاء ج 1 ص 88 شود.
استغنائی. [ اِ ت ِ ] ( اِخ ) نیشابوری. رجوع به ابوالمظفر نصربن محمد نیشابوری و لباب الالباب ج 2 ص 23 و مجمع الفصحاء ج 1 ص 88 شود.
فرهنگ فارسی
نیشابوری ابوالمظفر نصربن محمد از شاعران قرن چهارمه . ومعاصر سامانیان بود
منسوب به استغنائ
منسوب به استغنائ
