کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استطاره | کلماتور
معنی کلمه : استطاره
تلفظ بین المللی :
/ˌestetˈɑreː/
تلفظ :
[,estet'ARe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
صلاه استخاره
استجاره
استطاله بافتی
استطاله زیر گلوی مرغ
استعاره
استعاره ای
صنعت استعاره
نوعی استعاره
استاره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
استطارة. [ اِ ت ِ رَ ] (ع مص ) پراکنده شدن . متفرّق گشتن . پرکنده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || شکافته شدن بُن دیوار. || روائی افزون شدن بازار را. || بردمیدن (فجر، صبح ): استطار الفجر. (منتهی الارب ). || منتشر شدن روشنی . || فاش شدن . (تاج المصادر بیهقی ). فاش شدن خبر. || بسرعت برکشیدن ، چنانکه شمشیر را از نیام . || خواهش نر کردن سگ ماده . || ترسانیده شدن . || بسرعت رانده شدن اسب . || پرانیدن . (...
کلمات مرتبط
صلاه استخاره
استجاره
استطاله بافتی
استطاله زیر گلوی مرغ
استعاره
استعاره ای
صنعت استعاره
نوعی استعاره
استاره
نظرات