کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : استسفاد
تلفظ بین المللی :
/ˌestesfˈɑd/
تلفظ :
[,estesf'Ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سامانۀ مدیریت استفادۀ خاص فضای پرواز
استفاده
استفاده از دستگاه نقاله برقی
استفاده از مرور زمان
استفاده از میانگیر
استفاده از پا
استفاده ازمایشی
استفاده نا مشروع
استفاده نشده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
استسفاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) استسفاد بعیر؛ از پس شتر برآمدن و سوار آن شدن. ( از منتهی الارب ). || گشنی کردن خواستن.( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). ایغری کردن خواستن.
کلمات مرتبط
سامانۀ مدیریت استفادۀ خاص فضای پرواز
استفاده
استفاده از دستگاه نقاله برقی
استفاده از مرور زمان
استفاده از میانگیر
استفاده از پا
استفاده ازمایشی
استفاده نا مشروع
استفاده نشده
نظرات