کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استرشاح | کلماتور
معنی کلمه : استرشاح
تلفظ بین المللی :
/ˌesterʃˈɑh/
تلفظ :
[,esteRS'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زمان استراحت
سالن استراحت
میزان سوخت و ساز استراحت
استراحت
استراحت نیمروز
استراحت کردن
استراحتگاه
استراحتگاه بی خطر
اطاق استراحت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
استرشاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) پروردن ستور خرد تا بزرگ شود. || انتظار گیاه کردن تا بلند و قابل چریدن گردد. انتظار گیاه کردن تادراز شود و بچریدن آید. ( منتهی الارب ). || استرشاح بهمی ؛ بلند و دراز شدن آن. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
زمان استراحت
سالن استراحت
میزان سوخت و ساز استراحت
استراحت
استراحت نیمروز
استراحت کردن
استراحتگاه
استراحتگاه بی خطر
اطاق استراحت
نظرات