کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استدعا | کلماتور
معانی کلمه : استدعا
تلفظ بین المللی :
/estˈedʔɑ/
تلفظ :
[est'ed?A]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
استدعا می کنم
استدعا کردن
فرمان یادستوری بصورت استدعا
استدعاء
استدعاء کردن
استدعاء کننده
استدعای
رده بندی استعداد زمین
ردۀ استعداد زمین
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
فرهنگ عمید
۱. درخواست کردن، درخواست چیزی با فروتنی، خواهش.
۲. [قدیمی] فراخواندن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . استدعاء ] ۱ - (مص ل . ) فراخواندن ، خواهش کردن . ۲ - (اِ. ) خواهش .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) فرا خواندن خواندن . ۲ - درخواست کردن در خواستن با فروتنی . ۳ - ( اسم ) خواهش با تضرع در خواست : استدعای شرفیابی کرد . جمع : استدعا آت .
مترادف و متضاد
التماس، تقاضا، تمنا، خواهش، درخواست
فرهنگ فارسی ساره
خواهش، درخواست
کلمات مرتبط
استدعا می کنم
استدعا کردن
فرمان یادستوری بصورت استدعا
استدعاء
استدعاء کردن
استدعاء کننده
استدعای
رده بندی استعداد زمین
ردۀ استعداد زمین
نظرات