کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استخوان-خور | کلماتور
معانی کلمه : استخوان خور
تلفظ بین المللی :
/ostˈoxɑn xˈor/
تلفظ :
[ost'oxAn x'oR]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
استخوان خور بزرگ
استخوان خور تنومند
استخوان خور کوچک
برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
استخوان های خورشیدی
استخوان بندی خارجی
خار استخوان
خار استخوان پروانه ای
استخوان
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
وسیلهای در جراحی برای برداشتن تکههای کوچک استخوان
فرهنگستان زبان و ادب
{bone nippers, rongeur} [ارتاپزشکی] وسیله ای در جراحی برای برداشتن تکه های کوچک استخوان
کلمات مرتبط
استخوان خور بزرگ
استخوان خور تنومند
استخوان خور کوچک
برجستگی پس از جوش خوردن استخوان
استخوان های خورشیدی
استخوان بندی خارجی
خار استخوان
خار استخوان پروانه ای
استخوان
نظرات