کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استحمال | کلماتور
معانی کلمه : استحمال
تلفظ بین المللی :
/ˌestehmˈɑl/
تلفظ :
[,estehm'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فاش الاستعمال
استحاله
استحاله دهنده
استحاله ناپذیر
استحاله کردن
استحاله یافتن
استحصال
استحمام
استحمام کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
استحمال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) برداشتن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). بار برداشتن خواستن. ( زوزنی ). || استحمال بر؛ حَمل ِ حوائج و امور خویش به : استحمله نفسه ؛ خواست خود که بردارد نیازها و کارهای او را.
فرهنگ فارسی
برداشتن خواستن
کلمات مرتبط
فاش الاستعمال
استحاله
استحاله دهنده
استحاله ناپذیر
استحاله کردن
استحاله یافتن
استحصال
استحمام
استحمام کردن
نظرات