استحفاظ. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بیاد داشتن خواستن چیزی را. یادداشت خواستن. ( منتهی الارب ). || یاد گرفتن چیزی را.( از منتهی الارب ). حفظ کردن. یاد گرفتن خواستن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). طلب حفظ کردن. || نگاهداری خواستن. نگاهبانی کردن. نگاهداری کردن.