استحسان. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نیکو شمردن. ( تاج المصادر بیهقی )( زوزنی ). پسندیدن. ستودن. نیک شمردن. ( غیاث ). ضد استقباح. نیکو داشتن. و منه الاستحسان عند اهل الرأی.استحسان ؛ در لغت چیزی را خوب شمردن و خوب پنداشتن است. در اصطلاح نام دلیلی است از دلائل چهارگانه که با قیاس جلی معارضه کرده هر وقت از آن قویتر باشد در آن عمل می کند و به این اسم نامیده شده زیرا غالباً از قیاس جلی قویتر است و آنرا قیاس م...
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) ترک کردن قیاس به وسیلۀ فقیه یا قاضی و اختیار کردن آنچه برای مردم آسان تر است. ۲. [قدیمی] نیکو شمردن، ستودن.
اِستِحسان(در لغت به معنای نیکوشمردن و پسندیدن) در اصول فقه عبارت است از عدول از مدلول دلیل کلی به عادت و عرف (غیرمعتبر نزد شارع) به واسطۀ وجود مصالح عمومی. مثلاً هرگاه قاضی حکم کند که دست راست سارقی قطع گردد، اما مُجری به اشتباه دست چپ او را قطع کند، براساس قیاس (دلیل کلّی) مجری ضامن است و باید دیه بپردازد. ابوحنیفه می گوید: گرچه دست چپ به اشتباه قطع شده اما دست راست که فایده ای بیشتر دارد سالم ما...
فرهنگ فارسی
نیکوشمردن، نیکو واستن، نیکوجلوه دادن، پسندکردن، ستودن، خوب پنداشتن چیزی۱ - ( مصدر ) نیکو داشتن نیک شمردن پسندیدن . ۲ - دلیلی است از دلایل چهار گانه که با قیاس جلی معارضه کند و هر وقت از آن قویتر باشد در آن عمل می کند و بدین اسم نامیده شده زیرا غالبا از قیاس جلی قویتر است و آنرا قیاس مستحسن گویند . ترک کردن قیاس و اختیار کردن چیزی است که اخذ آن برای مردم آسان باشد . ( تعریفات جرجانی ) . ۳ - ترجیحی ...
دانشنامه عمومی
استحسان قاعده ای در اصول فقه به این معناست که درباره یک مسئلهٔ شرعی بنا به مصلحت خاصی از قیاس یا قاعدهٔ کلی صرفنظر کرده و حکمی مخالف برای آن مسئله پیدا کنیم. انگیزهٔ استحسان ممکن است وجود قیاسی پنهان و قوی تر از قیاس ظاهری یا رعایت عرف و گریز از عسر و حرج باشد.هرگاه کسی حیوان در حال مرگی را ببیند و آن را سر ببرد تا گوشتش حلال شود. بر اساس قاعدهٔ کلی از آن جا که مالِ غیر را تلف کرده، ضامن است. اما ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] إستحسان. اِسْتِحْسان ، اصطلاحی برای روشی از روش های اجتهادی در فقه اهل سنت که غالباً در عرض قیاس مطرح شده و در علم اصول مباحث حجّت به مناسبت از آن سخن رفته است.این واژه در لغت به معنی «نیکو شمردن » است یا به معنای جست وجو از امر نیکو جهت عمل و پیروی از آن است. wikifeqh: اهل سنت که غالباً در عرض قیاس مطرح شده و در علم اصول مباحث حجّت به مناسبت از آن سخن رفته است.این واژه در لغت به معنی...