کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه استادانه | کلماتور
معانی کلمه : استادانه
تلفظ بین المللی :
/ˌostɑdˈɑneː/
تلفظ :
[,ostAd'Ane:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
استادانه درست شده
غیر استادانه
کار استادانه
نامرتب و غیر استادانه نقاشی کردن
استادان دانشکده یا دانشگاه
ایستادانه
استدانه
استادان شیطان
استادان علیه تقلب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
استادانه. [ اُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ،ق مرکب ) همچون استادان. بطریقه اساتید. ماهرانه.
فرهنگ عمید
با زبردستی و استادی، از روی استادی و مهارت، ماهرانه.
فرهنگ فارسی
همچون استادان شیو. استادان استاد وار ماهرانه با پختگی و حذاقت و استادی .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بامهارت، زیرکانه، ماهرانه، مدبرانه ≠ ناشیانه
deft (صفت)ماهر، زبردست، زرنگ، چابک، چالاک، سریع، استادانه، کاردانartful (صفت)مصنوعی، عیار، حیله گر، استادانه، نیرنگ باز، صنعتیworkmanlike (صفت)ماهر، استادانه، شایسته کارگر خوبprofessorial (صفت)استادانه، مربوط به استادی، وابسته به استادی، استادوارscholastic (صفت)دقیق، استادانه، مدرسه ای، اموزشگاهی، مدرسهییworkmanly (صفت)ماهر، استادانه، شایسته کارگر...
کلمات مرتبط
استادانه درست شده
غیر استادانه
کار استادانه
نامرتب و غیر استادانه نقاشی کردن
استادان دانشکده یا دانشگاه
ایستادانه
استدانه
استادان شیطان
استادان علیه تقلب
نظرات