( آزادگی ) آزادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حریت. جوانمردی. اصالت. نجابت. شرافت. مُرُوّت. مکرمت. ( دستوراللغة ). وارستگی. مردمی : همه آزادگی و همت توقهر کرده ست مر کیانا را.خسروانی یا خسروی.ابوالمظفر شاه چغانیان که بریدبه تیز دشنه آزادگی گلوی سؤال.منجیک.بداد و دهش دل توانگر کنیداز آزادگی بر سر افسر کنید.فردوسی.بزرگان گنج سیم و زر گوالندتو از آزادگی مردم گوالی.طیان مرغزی.به آزادگی از همه شهریاران پدید...
[ویکی فقه] آزادگی. «آزادگی»، برتر از آزادی است و نوعی رهایی انسان از قید و بندهای ذلّت آور است.آفرینش انسان بر پایه آزادی جان، و بر اساس استقلال در امور حیات و اختیار در انتخاب است. احدی حق ندارد کسی را به بردگی و بندگی خود درآورد و او را برای خواسته های خود به اسارت بگیرد. سلب آزادی و استقلال و اختیار از هر انسانی گناه کبیره و جنایتی بزرگ است.آزادی و اختیار با وجود انسان آمیخته و سرشت آدمی با ا...