( آزادوار ) آزادوار. [ زادْ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) با خوی و خصلت آزادان. چون آزادمردان : زمانه پندی آزادوار داد مرازمانه را چو نکو بنگری همه پند است بروز نیک کسان گفت غم مخور زنهاربسا کسا که بروز تو آرزومند است.رودکی.گشاده درِ هر دو آزادوار میان ْ کوی کندوری افکنده خوار.ابوشکور.آزادوار. [ زادْ ] ( اِ مرکب ) نام لحن و نوائی از موسیقی : صلصل باغی بباغ اندر همی نالد بدردبلبل راغی براغ اندر همی نالد بز...
فرهنگ عمید
( آزادوار ) ۱. مانند آزادمردان، آزادمانند: زمانه پندی آزادوار داد مرا / زمانه چون نگری سربه سر همه پند است به روز نیک کسان گفت تا تو غم نخوری / بسا کسا که به روز تو آرزومند است (رودکی: ۴۹۴ )، گشاده در هردو آزادوار / میانْ کوی کَنْدوری افکنده خوار (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۱۰۱ ).۲. (اسم ) (موسیقی ) [قدیمی] از الحان قدیم ایرانی: ( این زند بر چنگ های سُغدیان پالیزبان / وآن زند بر نای های لوریان آزاد...
فرهنگ معین
( آزادوار ) (ص مر. ) ۱ - با خوی آزادان . ۲ - نوایی است در موسیقی قدیم .
فرهنگ فارسی
آزاده وار: آزادمانند، مانند آزادمردان ( آزاد وار ) ۱ - ( صفت ) با خوی آزادان دارای خصلت آزاد مردان . ۲ - نوایی است در موسیقی قدیم . با خوی و خصلت آزادان نام لحن و نوایی از موسیقی
دانشنامه عمومی
آزادوار. آزادوار، روستایی است از توابع بخش هلالی و در شهرستان جغتای استان خراسان رضوی ایران.سایت روستای آزادوارسایت مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامیاین روستا در شهرستان جغتای قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱٬۷۲۰ نفر (۳۸۸ خانوار)بوده است.آزادوار(Azadvar) اکنون دهی است با ۳۸۸ خانوار جمعیت و ۳۸۸ واحد مسکونی و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۷۲۰ نفر که بیشتر اهالی آن به زراعت، باغدا...