کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-گرو-در-نیامده | کلماتور
معنی کلمه : از گرو در نیامده
تلفظ بین المللی :
/az ɡˈero dˈar nˌajɑmˈadeː/
تلفظ :
[az g'eRo d'aR n,ajAm'ade:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از گرو در نیامدنی
از گرو در اوردن
قابل در اوردن از گرو
جستن زالو در گلو هنگام خوردن اب از چشمه
نفسش از جای گرم در می اید
تابستان گرمترین فصل سال است ( در تابستان گرما بیش از فصل های دیگر است).
قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروه های تروریستی از سوی دولت امریکا
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
از گلو ادا کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
irredenta
(صفت)
انجام نشده، از گرو در نیامده
کلمات مرتبط
از گرو در نیامدنی
از گرو در اوردن
قابل در اوردن از گرو
جستن زالو در گلو هنگام خوردن اب از چشمه
نفسش از جای گرم در می اید
تابستان گرمترین فصل سال است ( در تابستان گرما بیش از فصل های دیگر است).
قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست گروه های تروریستی از سوی دولت امریکا
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
از گلو ادا کردن
نظرات