کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : از خواب برخاستن
تلفظ بین المللی :
/az xˈɑb barxˈɑstan/
تلفظ :
[az x'Ab baRx'Astan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از خواب بیدار شدن
از خواب بیدار کردن
از خواب پریدن
از روی خواب الودی
دیر از خواب بلند شدن
مشروب قبل از خواب
خواب از من برده
قبل از اینکه به خواب بروم
محرومیت از خواب
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
rise (فعل)طلوع کردن، خاستن، طالع شدن، برخاستن، بلند شدن، برامدن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقی کردن، ناشی شدن از، طغیان کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن، سربالا رفتنuprise (فعل)سر و صدا و اشوب کردن، برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، از خواب برخاستن، ببالا رفتن...
کلمات مرتبط
از خواب بیدار شدن
از خواب بیدار کردن
از خواب پریدن
از روی خواب الودی
دیر از خواب بلند شدن
مشروب قبل از خواب
خواب از من برده
قبل از اینکه به خواب بروم
محرومیت از خواب
نظرات