کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-حالت-نظامی-درامدن | کلماتور
معنی کلمه : از حالت نظامی درامدن
تلفظ بین المللی :
/az hˈɑlat nezˈɑmi dˌarɑmˈadan/
تلفظ :
[az h'Alat nez'Ami d,aRAm'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
از حالت تغلیظ خارج کردن
از حالت زوجی خارج کردن
تغییر از یک حالت بحالت دیگر
از حالا
تاخیر بیان از وقت حاجت
حالتی که از ان رهایی نباشد
از کی تا حالا
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
demilitarize
(فعل)
غیر نظامی کردن، غیر نظامی شدن، از حالت نظامی درامدن
کلمات مرتبط
مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
از حالت تغلیظ خارج کردن
از حالت زوجی خارج کردن
تغییر از یک حالت بحالت دیگر
از حالا
تاخیر بیان از وقت حاجت
حالتی که از ان رهایی نباشد
از کی تا حالا
سر جلوتر از بدن حرکت کردن در حال راه رفتن
نظرات