معنی اصطلاح -> از ترس / از دست عقرب جرار به مار غاشیه پناه بردناز ترس بد به بدتر پناه آوردن؛ برای رهایی از یک مصیبت خود را به مصیبت بدتری دچار کردن؛ از چاله به چاه افتادنمثال: بعضی از احزاب کمونیست و گروه های چپ ایرانی که در دوران شاه از حاکمیت دیکتاتوری وابسته ی ایران رنج می بردند، تصور کردند که جنبش اسلامی می تواند شر حاکمیت شاه را بکند و ایران را در نهایت به استقلال و دموکراسی هدایت کند و با ای...