کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-بروز-احساسات-جلوگیری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : از بروز احساسات جلوگیری کردن
تلفظ بین المللی :
/az berˈuːz ehsˈɑsɑt dʒˌoloɡˈiri kˈardan/
تلفظ :
[az beR'u:z ehs'AsAt dZ,olog'iRi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جلوگیری از بروز احساسات
از جای خود برون کردن
از کوزه همان برون تراود که در اوست
پا از چیزی بیرون یا برون گذاشتن یا نهادن
این کارها را میکنی که از خانهات بروم؟
از جلو راهم برو کنار
از سر راهم برو کنار
المان باید از بین برود
داک سویج مردی از برنز
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
inhibit
(فعل)
مانع شدن، منع کردن، ممنوع کردن، باز داشتن و نهی کردن، از بروز احساسات جلوگیری کردن
کلمات مرتبط
جلوگیری از بروز احساسات
از جای خود برون کردن
از کوزه همان برون تراود که در اوست
پا از چیزی بیرون یا برون گذاشتن یا نهادن
این کارها را میکنی که از خانهات بروم؟
از جلو راهم برو کنار
از سر راهم برو کنار
المان باید از بین برود
داک سویج مردی از برنز
نظرات