کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ارید-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ارید کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrid kˈardan/
تلفظ :
['a:Rid k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اسید کردن
امید تازه پیدا کردن
ارد کردن
ارد کردن جو خیسانده
اریب کردن
از اری محروم کردن
حریره ارد ذرت تهیه کردن
اَنید کِردن
آورید کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ارید کردن. [ اُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن پر مرغ با افکندن آن در آب گرم. آورود کردن. آورید کردن. اُروت کردن. ایغار. توغیر.
فرهنگ فارسی
کندن پر مرغ با افکندن آن در آب گرم
کلمات مرتبط
اسید کردن
امید تازه پیدا کردن
ارد کردن
ارد کردن جو خیسانده
اریب کردن
از اری محروم کردن
حریره ارد ذرت تهیه کردن
اَنید کِردن
آورید کردن
نظرات