ارهاق. [ اِ ] ( ع مص ) لاحق و نزدیک چیزی گردانیدن. || نافرمانی کردن. || بر نافرمانی برانگیختن. بر نافرمانی داشتن : ارهقه طغیاناً. || تکلیف کردن. || تکلیف دادن کسی را زائد از طاقت وی. دشوار کردن. ( منتهی الارب ). بر دشخواری داشتن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). درخواستن دشواری. ( کنز اللغات ) : سلطان بفرمود تا او را بر افلاس داشتند و خطی باباحت خون از وی بازستدند که از صامت و ناطق و قلیل و ...
فرهنگ عمید
دستور دادن به کسی بیش از طاقت وی، تکلیف به کار مشکل، تحمیل بیش از طاقت.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) کسی را بیش از طاقت وی تکلیف کردن . ۲ - (مص ل . ) نافرمانی کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) حق و نزدیک چیزی گردانیدن اندر رسانیدن . ۲ - بر نافرمانی بر انگیختن . ۳ - نافرمانی کردن . ۴ - تکلیف کردن تکلیف دادن کسی را زاید از طاقت وی دشوار کردن بر دشواری داشتن .