ارشک . [ اَ ش َ ] (اِخ ) دهم . رجوع به سنتروک شود.
ارشک . [ اَ ش َ ] (اِخ ) بیستم . رجوع به گودرز شود.
ارشک . [ اَ ش َ ] (اِخ ) نوزدهم . رجوع به بردان شود.
ارشک . [ اَ ش َ ] (اِخ ) نهم . رجوع به مهرداد دوم شود.
مرد؛ نرینه.
۱. رشک؛ حسد.
۲. غیرت.
عشق. محبت
(تلفظ: arašk) همان اشک است که سرسلسله و مؤسس خاندان اشکانی میباشد که بعدها آن (اشک) عنوان هر یک از پادشاهان اشکانی قلمداد شد ؛ (در اعلام) نام اردشیر دوم هخامنشی پسر داریوش دوم .