کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ارزیتون
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrzitˌun/
تلفظ :
['a:Rzit,un]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اریتون
پدرو اریتوناندیا
سبا دلکای ارزیونا
ارزیدن
ارزوناک
سنا ارتون
ارزتو
ارزستن
ارزفون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ارزیتون. [ اَ زَ ] ( اِخ ) نام دختر پادشاه مغرب که در حباله بهرام گور بود. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ). در بعضی مآخذ ارزنیون آمده.
فرهنگ فارسی
نام دختر پادشاه مغرب که در حباله بهرام گور بود
کلمات مرتبط
اریتون
پدرو اریتوناندیا
سبا دلکای ارزیونا
ارزیدن
ارزوناک
سنا ارتون
ارزتو
ارزستن
ارزفون
نظرات