معانی کلمه : اردشیر
لغت نامه دهخدا
اردشیر. [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) حسن . رجوع به حسن (امیر...) اردشیر شود.
اردشیر. [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) ابن قباد. رجوع به اردشیر سوم (ساسانی ) شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
ارد، ارداو یا آرتا بمعنی شایسته، قابل ستایش اردشیر:لقب پادشاهان شیردل اردشیر:شاه شیران، شاه شاهان، شاهنشاه
گویش مازنی
از قبال ساکن در کردکوی
/ardeshir/ از قبال ساکن در کردکوی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ardešir) به معنی شهریاری و پادشاهی مقدس ، کسی که دارای چنین شهریاری است ؛ (در اعلام) نام چند تن از پادشاهان هخامنشی .
