ارتق . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید مجیرالدین ابق شود.
( آرتق ) آرتق. [ ت ِ ] ( اِخ ) نام ایستگاهی در حدود ایران و روس که از آب گلریز آبیاری می شود.ارتق. [ اُ ت ُ ] ( اِخ ) ابن اکسب یا اکسک جدّ ملوک ارتقیة. وی مردی از ترکمانان بود و بر حلوان و جبل مسلط شد و آنگاه که از فخرالدوله ابی نصر محمدبن جهیر بازبرید، از ترس محمدبن ملکشاه در سال 448 یا 499هَ. ق....
فرهنگ فارسی
( آرتق ) نام ایستگاهی در حدود ایران و روس( اسم ) ۱ - تاجر بازرگان . ۲ - شریک انباز مصاحب .