کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ارتضاع | کلماتور
معانی کلمه : ارتضاع
تلفظ بین المللی :
/ˌertezˈɑʔ/
تلفظ :
[,eRtez'A?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ارتضاعلی خان
شبکۀ واپایش ارتفاعی
طیف ارتفاع تَپ
بامندا ارتفاعات
قابل ارتجاع
قابلیت ارتجاع
کاهش ارتفاع
گذرنقطۀ ارتفاعی
گزینشگر ارتفاع تَپ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ارتضاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شیر خوردن. ( مؤید الفضلاء ). || شیر مکیدن. رِضاع. ( زوزنی ). شیر خود را خود مکیدن. ( منتهی الارب ). شیر خود خوردن. ( تاج المصادر بیهقی ): ارتضعت العنز؛ اذا شربت لبن نفسها.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) شیر خوردن .
فرهنگ فارسی
شیرخوردن، شیرمکیدن، شیرخوردن کودک ازپستان مادر
شیر خوردن
کلمات مرتبط
ارتضاعلی خان
شبکۀ واپایش ارتفاعی
طیف ارتفاع تَپ
بامندا ارتفاعات
قابل ارتجاع
قابلیت ارتجاع
کاهش ارتفاع
گذرنقطۀ ارتفاعی
گزینشگر ارتفاع تَپ
نظرات