ارتجال. [ اِت ِ ] ( ع مص ) پای کسی گرفتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || به بدیهه خطبه یا سخن گفتن.ببدیهه گفتن. بالبداهه گفتن. اقتبال. اقتضاب. بی اندیشه بسیار خطبه و شعر و آنچه بدان ماند بگفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بی اندیشه و تأمل چیزی گفتن. ( غیاث ). بی اندیشه شعر گفتن و آنچه بدان ماند. ( زوزنی ).گفتن سخنی یا شعری بی تهیه. شعر یا خطبه یا نامه بی اندیشه کردن باشد و این را بدیهه نیز ...
فرهنگ عمید
بی اندیشه و بی تٲمل سخن یا شعر گفتن، بالبداهه گفتن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . )بی اندیشه و به بدیهه سخن و شعر گفتن .
بی اندیشه سخن گفتن، بی تامل شعرگفتن، بالبداهه گفتن ۱ - ( مصدر ) به بدیهه خطبه یا سخن گفتن بی اندیش. بسیار خطبه و شعر و سخن گفتن در حال شعر سرودن . ۲ - ( اسم ) زود شعری .